![]() |
![]() |
|
| غیر از هنر که تاج سر آفرینش است //دوران هیچ سلطنتی جاودانه نیست |
|
تار من روی کاغذ جمله های تار من رقص نتها با صدای تار من
ظاهرش گویای یک درد کهن زخم روی دست و پای تار من
نقشی از درد غریبی در نهان پرده های جابجای تار من
سرنوشت این است بس تنهاییم با نوای ناله های تار من
یاد دوران گذشته هم به خیر زخمه ها و های و های تار من
مونس تنهاییم از سر بگیر گریه ها و ناله های تار من
لایه ای از خاک روی کاسه اش این نشان انزوای تار من
با شکستن تارهای من گسست تاروپودم نغمه های تار من
یک غزل گفتم که آرامم کند دردناک این داغهای تار من
****************
درد بی وزنی عذابم می دهد فاعلاتن فاعلای تار من
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 10:9 بعد از ظهر توسط محمد جعفر عسگری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
پوریا (شبانه های بی تو) کانون ادبی نیما آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|