![]() |
![]() |
|
| غیر از هنر که تاج سر آفرینش است //دوران هیچ سلطنتی جاودانه نیست |
|
سلام به همه دوستان
این بار اومدم با یه شعر نو در وصف عاشورا
***امروز چه روزی است آسمانش ابری است حالم انگار دگرگون شده است لحظه ها از پس هم می گذرند آسمان هم انگار قصد رسوایی من را دارد بغض کرده است و پریشان طبل دادش بر دست گریه شاید کند آرام دلش با خودم میگویم " آسمان طفلک شاهد این همه نا مردی و نا فر جامی است " ناگهان بغض دلش می ترکد کوس رسوایی من در دل او من که دنبال عدالت هستم در جهانی که سراسر همه بیداد گری است ولی امروز دگر نا جوان مردی انسان آشکارا پیداست آخر امروز همان عاشوراست!***
من هم به نوبه خودم این روز ها رو تسلیت می گم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 12:17 بعد از ظهر توسط محمد جعفر عسگری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
پوریا (شبانه های بی تو) کانون ادبی نیما آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|