![]() |
![]() |
|
| غیر از هنر که تاج سر آفرینش است //دوران هیچ سلطنتی جاودانه نیست |
|
نشسته اند ملخهای شک به برگ یقینم ببین چه زرد مرا می جوند ــ سبز ترینم!
ببین چگونه مرا ابر کرد ــ خاطره هایی ــ که در یکایکشان ــ می شد آفتاب ببینم
شکستنی شده ام ــ اعتراف می کنم اما زجنس شیشه عمر توام ــ مزن به زمینم
برای پر زدن ازتو ــ خوشا مرام عقابان کبوترانه چرا باید از تو دانه بچینم؟
نمی رسند به هم دست اشتیاق من و تو که تو همیشه همانی ــ که من همیشه همینم
محمد علی بهمنی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط محمد جعفر عسگری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
پوریا (شبانه های بی تو) کانون ادبی نیما آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|