![]() |
![]() |
|
| غیر از هنر که تاج سر آفرینش است //دوران هیچ سلطنتی جاودانه نیست |
|
هی تو ! چه تند میدوی یک لحظه بایست ! . . . دوباره به من نزدیک می شود تا یکی شویم اما...! باز از من دور می شود چه کار بیهوده ای هر روز و هر ساعت این لحظه ها تکرار می شود روی یک صفحه سیاه...! کسی صفحه را بلند کرد دوباره زمین گذاشت ای کاش... ای کاش از دستش می افتادو آزاد می شدم نه خدای من او باز مرا کوک می کند ساعت ۶ صبح
یادم باشد وقتی صفحه را عمود نصف کردیم زنگ بزنم... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 10:13 بعد از ظهر توسط محمد جعفر عسگری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
پوریا (شبانه های بی تو) کانون ادبی نیما آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|