![]() |
![]() |
|
| غیر از هنر که تاج سر آفرینش است //دوران هیچ سلطنتی جاودانه نیست |
|
سلام این دفعه میخوام با دو رباعی که تازه سرودم آپ بشم گل در بر تو شوق دمیدن دارد دل در بر تو ذوق تپیدن دارد از بس غم دوری و فراقت سخت است بیجاره دلم قصد رمیدن دارد
*********** آفاق وداع با دل پاکم کردند آنگاه که تن در دل خاکم کردند وقتی که زدند فرشتگان بانگ رحیل از خاک بریده بر فلاکم کردند *********** همیشه دوستام میگن اشعارت حال وهوای شعر شاعرای گذشته رو داره منم
خواستم ارادتم رو به شعرای بزرگ نشون بدم ( البته دوستان لطف دارن ) *********** گر چه این فاصله نسلهامان دور است ابیات غزل قافیه شان یک جور است این شور مرا که در رباعی من است از فرط ارادتم به شیخ نیشابور است
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط محمد جعفر عسگری |
|
|
سلام به همه دوستان
این بار اومدم با یه شعر نو در وصف عاشورا
***امروز چه روزی است آسمانش ابری است حالم انگار دگرگون شده است لحظه ها از پس هم می گذرند آسمان هم انگار قصد رسوایی من را دارد بغض کرده است و پریشان طبل دادش بر دست گریه شاید کند آرام دلش با خودم میگویم " آسمان طفلک شاهد این همه نا مردی و نا فر جامی است " ناگهان بغض دلش می ترکد کوس رسوایی من در دل او من که دنبال عدالت هستم در جهانی که سراسر همه بیداد گری است ولی امروز دگر نا جوان مردی انسان آشکارا پیداست آخر امروز همان عاشوراست!***
من هم به نوبه خودم این روز ها رو تسلیت می گم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 12:17 بعد از ظهر توسط محمد جعفر عسگری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
پوریا (شبانه های بی تو) کانون ادبی نیما آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|